چقدرسخته تو چشای کسی که تموم عشقت رو ازت دزدید و به

جاش یه زخم همیشگی رو قلبت هدیه داد زل بزنی وبه جای این که

لبریز کینه و نفرت شی حس کنی که هنوز هم دوسش داری

 

چقدر سخته دلت بخواد سرتو باز به دیواری تکیه بدی که یه بار زیر

آوار غرورش همه ی وجودت له شده 

 

چقدر سخته تو خیالت ساعتها باهاش حرف بزنی اما وقتی دیدیش

هیچ چیزی جز سلام نتونی بگی

 

چقدرسخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه هاتوخیس

کنه امامجبورباشی بخندی تانفهمه که هنوزم دوسش داری

 

چقدرسخته گل آرزوهاتوتوباغ دیگری ببینی وهزار بار تو خودت

بشکنی واونوقت آروم زیر لب بگی

 

گل من باغچه ی نو مبارک

 

نویسنده:سیدمهدی موسوی